موزه‌

خانه موزه دکتر حبیبی؛ شاهکاری از معماری دوران گذار قاجار به پهلوی

در میان لابه‌لای کوچه‌های پرپیچ‌وخم و بافت منسجم تاریخی محله عودلاجان، که خود به عنوان یکی از کانون‌های اصلی تمدن شهری و میراث مادی تهران شناخته می‌شود، بنایی قرار دارد که فراتر از یک اقامتگاه ساده، نمادی از تحولات عمیق فرهنگی و ساختاری دوران گذار از عصر قاجار به پهلوی اول است. خانه موزه دکتر حبیبی با نگاهی دقیق به جزئیات کالبدی و هندسی خود، روایتگر دورانی است که در آن سنت‌های دیرینه معماری ایرانی با جریان‌های نوظهور و مدرنیسم اولیه در پی پیوند یا تقابل بودند. این بنا نه تنها یک اثر معماری، بلکه یک سند مادی از تغییرات پارادایم‌های زیستی و اجتماعی در قلب تهران محسوب می‌شود.

اهمیت بررسی این بنا از آن رو است که در آن، ویژگی‌های کلاسیک معماری ایرانی همچون حیاط مرکزی و ایوان‌های فراخ، با عناصری از سبک‌های نوین اروپایی در یک تعامل ظریف ترکیب شده‌اند. هدف این نوشتار، ارائه یک تحلیل تخصصی و مشاوره‌ای از ویژگی‌های کالبدی، عناصر تزئینی و سیر تحول فضایی این خانه تاریخی است تا مخاطب بتواند با نگاهی علمی، درک عمیقی از جایگاه این اثر در تاریخ معماری ایران به‌دست آورد. ما در ادامه به کالبدشکافی این بنا می‌پردازیم تا مشخص شود چگونه معماری می‌تواند بازتاب‌دهنده تغییرات سیاسی و اجتماعی یک دوره باشد.

تحلیل معماری دوران گذار؛ تلاقی سنت قاجاری و مدرنیسم اولیه پهلوی

در بررسی دقیق ساختار خانه موزه دکتر حبیبی، نخستین نکته‌ای که ذهن هر پژوهشگر معماری را به خود جلب می‌کند، ماهیت «گذار» در عناصر طراحی آن است. دوران گذار از قاجار به پهلوی اول، یکی از حساس‌ترین دوره‌های تحول در معماری ایران بود؛ دورانی که در آن، فرم‌های سنتی که بر پایه تقارن، حیاط‌محوری و استفاده از مصالح بومی بنا شده بودند، با الگوهای جدید از معماری کلاسیک اروپایی روبرو شدند. این بنا با دقت بسیار بالایی، توانسته است میان این دو جریۀ متضاد، یک تعادل ساختاری برقرار کند که در آن، اصالت ایرانی فدای مدرنیته نشده، بلکه با آن هم‌افزایی یافته است.

این هم‌افزایی را می‌توان در نحوه چیدمان فضاها و استفاده از فرم‌های هندسی مشاهده کرد. در حالی که هسته مرکزی بنا همچنان بر پایه اصول معماری قاجاری، یعنی تمرکز بر حیاط و ایجاد فضاهای نیمه‌باز (مانند ایوان‌ها) استوار است، اما در جزئیات تزئینی و برخی از فرم‌های پنجره‌ها و سقف‌ها، تأثیرات سبک‌های غربی به وضوح قابل ردیابی است. این ویژگی، خانه دکتر حبیبی را به یک نمونه مطالعاتی بی‌نظیر برای درک چگونگی پذیرش عناصر مدرن در بافت‌های سنتی تبدیل کرده است. این روند، نشان‌دهنده یک تغییر تدریجی در ذائقه بصری و نیازهای کاربردی طبقه مرفه و تحصیل‌کرده در آن دوران بوده است.

خانه موزه دکتر حبیبی؛ شاهکاری از معماری دوران گذار قاجار به پهلوی
خانه موزه دکتر حبیبی؛ شاهکاری از معماری دوران گذار قاجار به پهلوی

ویژگی‌های کالبدی و عناصر تزئینی در بافت تاریخی عودلاجان

محله عودلاجان به دلیل بافت سازمان‌یافته و پیوستگی فضایی خود، بستر مناسبی برای رشد چنین بناهای اصیلی بوده است. خانه موزه دکتر حبیبی با رعایت دقیق نسبت‌های طلایی در طراحی حیاط و اتاق‌ها، از آن قاعده مستثنی نیست. استفاده از حیاط مرکزی به عنوان ریه تنفسی بنا، نه تنها تأمین نور و تهویه طبیعی را به دنبال داشت، بلکه به عنوان یک فضای اجتماعی و نمادین، هسته مرکزی فعالیت‌های خانوادگی را تشکیل می‌داد. این حیاط، با وجود عناصر گیاهی و احتمالا آب‌نماهای سنتی، فضایی آرام را در میان هیاهوی بافت شهری ایجاد می‌کرد.

علاوه بر ساختار فضایی، عناصر تزئینی این بنا نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. استفاده از کاشی‌کاری‌های با ظرافت بالا، گچ‌بری‌های پیچیده و همچنین استفاده از چوب‌های باکیفیت در سقف‌ها و درها، نشان‌دهنده سطح بالای مهارت صنعتگران آن دوران است. در این بنا، می‌توان تلاقی هنر تزیینی قاجاری (که بیشتر بر پایه گل و مرغ و الگوهای گیاهی است) با الگوهای هندسی و خطوط ساده‌تر که در دوره پهلوی اول رایج شد را مشاهده کرد. این ترکیب، به خانه دکتر حبیبی شخصیتی منحصربه‌فرد بخشیده است که در آن، شکوه سنت با نظم مدرن در هم تنیده شده است.

اهمیت حفظ میراث مادی و نقش خانه دکتر حبیبی در گردشگری تاریخی

بسیاری از بناهای تاریخی در تهران به دلیل توسعه‌های بی‌رویه شهری، هویت خود را از دست داده‌اند؛ اما خانه موزه دکتر حبیبی همچنان توانسته است هویت خود را در دل محله عودلاجان حفظ کند. این بنا به عنوان یک میراث مادی ارزشمند، نقش مهمی در حفظ حافظه جمعی شهر ایفا می‌کند. حفظ این نوع بناها تنها یک اقدام برای نگهداری از دیوارها و سقف‌ها نیست، بلکه حفظ دانش فنی، متریال‌شناسی و سبک زندگی گذارte است که در لایه‌های این معماری نهفته است.

از منظر گردشگری تاریخی، وجود چنین موزه‌ای در قلب تهران، پتانسیل بالایی برای ایجاد مسیرهای پیاده‌روی تاریخی و رونق بخشیدن به اقتصاد محلی عودلاجان دارد. بازدید از این خانه، تجربه‌ای فراتر از یک گشت‌وگذار ساده است؛ این بازدید، در واقع سفری است به درون ساختارهای فیزیکی که تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران را روایت می‌کنند. برای متخصصان حوزه میراث فرهنگی و گردشگری، تحلیل دقیق این بنا و استفاده از آن به عنوان یک کانون آموزشی، ضرورتی است تا بتوان از این الگوی موفق در بازسازی و احیای سایر خانه‌های تاریخی منطقه بهره برد.

تحلیل مهندسی اقلیم‌گرایی و سیستم‌های تهویه در معماری گذار عودلاجان

در بررسی‌های فنی انجام شده بر روی ساختار خانه موزه دکتر حبیبی، یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌ها، استفاده هوشمندانه از دانش بومی برای مقابله با چالش‌های اقلیمی تهران در دوران گذار است. در این دوره، معماران با وجود تأثیرپذیری از الگوهای غربی، هنوز بر اصول مهندسی اقلیم‌گرایی سنتی تسلط داشتند. استفاده از حیاط مرکزی به عنوان یک «چاه حرارتی» (Thermal Well)، جریان هوای خنک را از لایه‌های پایین‌تر جذب کرده و از طریق ایوان‌ها و بازشوهای استراتژیک به اتاق‌ها هدایت می‌کرد. این سیستم، نمونه‌ای از مدیریت غیرفعال انرژی (Passive Design) است که در معماری مدرن امروزی نیز بازخوانی می‌شود.

علاوه بر حیاط، ضخامت دیوارها و نوع مصالح به‌کار رفته در بدنه بنا، نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد ممانعت حرارتی داشته است. در این بنا، استفاده از ترکیب دیوار‌های آجری با پوشش‌های گچی و کاشی‌کاری، نه تنها جنبه زیبایی‌شناختی نداشت، بلکه به عنوان یک لایه عایق حرارتی عمل می‌کرد که از انتقال گرمای تابشی در تابستان جلوگیری می‌نمود. این سطح از دقت در انتخاب متریال و چیدمان فضایی، نشان می‌دهد که معماری دوران گذار در محله عودلاجان، میان نیاز به شکوه ظاهری و کارایی عملکردی، تعادلی مهندسی‌شده برقرار کرده بود.

خانه موزه دکتر حبیبی؛ شاهکاری از معماری دوران گذار قاجار به پهلوی
خانه موزه دکتر حبیبی؛ شاهکاری از معماری دوران گذار قاجار به پهلوی

تحلیل هندسی و تناسبات فضایی در تالارها و اتاق‌های اصلی بنا

یکی از وجوه تمایز خانه موزه دکتر حبیبی، رعایت دقیق تناسبات ریاضی در طراحی فضاهای داخلی و نیمه‌باز است. در معماری قاجاری، استفاده از نسبت‌های هندسی بر پایه الگوهای تکرار شونده و تقارن مطلق حاکم بود، اما در این بنا، می‌توان مشاهده کرد که با ورود تأثیرات پهلوی اول، این تقارن‌ها با نوعی آزادی عمل در طراحی فرم‌های فضایی همراه شده است. اتاق‌ها و تالارهای اصلی بنا، با رعایت نسبت‌های طلایی طراحی شده‌اند تا علاوه بر ایجاد حس آرامش بصری، امکان استفاده از فضاهای مختلف را در طول روز فراهم کنند.

این تحلیل هندسی در توزیع نور و سایه نیز مشهود است. نحوه قرارگیری ایوان‌ها نسبت به محور اصلی حیاط، به گونه‌ای طراحی شده که سایه‌های بلند در ساعات حساس روز، از ورود مستقیم تابش خورشید به بخش‌های اصلی اتاق‌ها جلوگیری کنند. این دقت در محاسبات هندسی، نشان‌دهنده دانش بالای معماران آن دوره در ترکیب ریاضیات با هنر ساخت‌وساز است. در واقع، هر اتاق در این خانه، محصول یک محاسبات دقیق برای رسیدن به بالاترین سطح از آسایش حرارتی و بصری بوده است.

مقایسه ویژگی‌های ساختاری و عناصری میان دو دوره معماری در بنا

برای درک بهتر چگونگی ادغام این دو دوره در خانه موزه دکتر حبیبی، می‌توان برخی از ویژگی‌های کلیدی را از نظر فنی مورد مقایسه قرار داد.

تحلیل تطبیقی عناصر معماری در دوران قاجار و پهلوی اول در بنا

عنصر معماری ویژگی‌های شاخص دوره قاجار (سنت) ویژگی‌های شاخص دوره پهلوی اول (نوگرایی) نقش در خانه دکتر حبیبی
الگوهای تزئینی گل و مرغ، طرح‌های گیاهی پیچیده خطوط هندسی، الگوهای ساده‌تر و کلاسیک ترکیب هنرهای سنتی و مدرن
ساختار پنجره‌ها پنجره‌های مشبک و سنتی پنجره‌های بزرگتر با فرم‌های کلاسیک بهبود نورگیری و دید بصری
توزیع فضا حیاط‌محوری مطلق و مرکزیت سنتی ورود الگوهای تالارنشینی و فضاهای باز ایجاد تعادل میان حریم و اجتماع
مصالح تزئینی کاشی‌کاری‌های پرزرق و برق استفاده از متریال‌های متنوع‌تر و ساده‌تر ایجاد بافت بصری متمایز

همان‌طور که در جدول فوق مشاهده می‌شود، خانه دکتر حبیبی نه به صورت کاملاً سنتی و نه به صورت کاملاً مدرن، بلکه در میانه این دو طیف قرار دارد. این تداخل هوشمندانه باعث شده است که عناصر قاجاری (مان

با توجه به درخواست شما برای تکمیل بخش‌های تخصصی و افزایش وزن محتوایی، در این بخش به کالبدشکافی دقیق‌تر «مصالح‌شناسی و تکنولوژی ساخت» و «تحلیل سلسله‌مراتب فضایی» می‌پردازیم. این مطالب با حفظ همان لحن تحلیلی و سنگین، برای الحاق به بخش‌های قبلی طراحی شده‌اند تا عمق فنی مقاله به استاندارد مورد نظر شما برسد.

تحلیل متریال‌شناسی و تکنولوژی‌های ساخت در بنای تاریخی

یکی از جنبه‌های مهندسی که در خانه موزه دکتر حبیبی خود را به وضوح نشان می‌دهد، انتخاب هوشمندانه و ترکیب تکنولوژیک مصالح در دوران گذار است. در این بنا، استفاده از آجر و خاک پخت‌شده (آجر پزان) به عنوان عنصر اصلی باربر، با استفاده از ملات‌های سنتی که بر پایه آهک و پودر سنگ بود، یک سیستم ساختاری بسیار مقاوم و در عین حال انعطاف‌پذیر ایجاد کرده است. این نوع پیوند میان مصالح، علاوه بر تحمل بارهای ثقلی، خاصیت تنفس‌پذیری دیوارها را حفظ می‌کند که در مدیریت رطوبت و دمای داخلی بنا حیاتی است.

علاوه بر مصالح اصلی، در جزئیات تزئینی نیز شاهد یک هم‌افزایی متریال هستیم. استفاده از چوب‌های مقاوم (مانند گردو یا بلوط) در سقف‌ها و چهارچوب پنجره‌ها، نه تنها استحکام ساختاری بخشیده، بلکه به دلیل ویژگی‌های ترمودینامیکی چوب، به کنترل دمای فضا کمک شایانی کرده است. در این بنا، ترکیب «سختی» مصالح ساختاری (آجر و سنگ) با «نرمی» و ظرافت مصالح تزئینی (گچ و چوب)، یک کنتراست بصری و فنی ایجاد کرده است که نشان‌دهنده بلوغ مهندسی در معماری دوره گذار است.

خانه موزه دکتر حبیبی؛ شاهکاری از معماری دوران گذار قاجار به پهلوی
خانه موزه دکتر حبیبی؛ شاهکاری از معماری دوران گذار قاجار به پهلوی

سلسله‌مراتب فضایی و تحلیل حرکت در کالبد بنا

در تحلیل معماری خانه موزه دکتر حبیبی، مفهوم «سلسله‌مراتب فضایی» (Spatial Hierarchy) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. طراحی این بنا به گونه‌ای است که حرکت از فضاهای عمومی به فضاهای خصوصی، با یک گذار تدریجی و کنترل‌شده انجام می‌شود. این نظم فضایی، از ورودی‌های کوچک و گذرا شروع شده و با ورود به حیاط مرکزی، به یک فضای باز و اجتماعی ختم می‌شود؛ سپس از طریق راهروها و درهای مجزا، به اتاق‌های اصلی و در نهایت به بخش‌های خصوصی‌تر هدایت می‌گردد.

این سلسله‌مراتب، تنها یک چیدمان ساده نیست، بلکه یک استراتژی برای مدیریت حریم (Privacy) و امنیت است. در بافت متراکم عودلاجان، این طراحی هوشمندانه باعث می‌شود که ساکنان بنا، علیرغم نزدیکی به همسایگان و شلوغی محله، حریم خصوصی خود را حفظ کنند. همچنین، توزیع نور و دید در این سلسله‌مراتب به گونه‌ای است که هرچه به سمت هسته اصلی (حیاط) حرکت می‌کنید، میزان نور طبیعی و دید بصری افزایش می‌یابد، که این امر باعث ایجاد یک تجربه روان و آرامش‌بخش در هنگام پیمایش در بنا می‌شود.

مقایسه عملکردی عناصر ساختاری در مدیریت محیطی

برای درک دقیق‌تر نقش عناصر معماری در عملکرد بنا، تحلیل مقایسه‌ای زیر بر اساس پارامترهای فنی ارائه می‌گردد.

تحلیل عملکردی عناصر ساختاری در کنترل اقلیم و حریم

عنصر معماری پارامتر عملکردی (اقلیمی) پارامتر عملکردی (اجتماعی/حریم) تأثیر در خانه دکتر حبیبی
حیاط مرکزی تنظیم دمای داخلی (چاه حرارتی) مرکزیت فعالیت‌های خانوادگی ایجاد هسته تنفسی و اجتماعی
ایوان‌ها ایجاد سایه و گذار حرارتی فضای نیمه‌باز برای تعامل ایجاد فضای انتقالی بین درون و بیرون
دیوارها ممانعت حرارتی و عایق‌بندی جداسازی فیزیکی و امنیت حفظ ثبات دمایی و حریم خصوصی
سقف‌ها (چوبی/گچی) مدیریت صوت و حرارت نمایش سطح شکوه و هنر ایجاد فضای بصری و صوتی مطلوب

مطابق با داده‌های استخراج شده در جدول فوق، مشخص است که هر عنصر معماری در خانه موزه دکتر حبیبی دارای نقش دوگانه است؛ یعنی همزمان که یک وظیفه مهندسی (مانند کنترل دما) را بر عهده دارد، یک وظیفه اجتماعی (مانند ایجاد حریم یا فضای تعامل) را نیز ایفا می‌کند. این هم‌افزایی میان عملکرد فنی و نیازهای زیستی، از ویژگی‌های بارز معماری اصیل در این بنا است.

تحلیل پدیدارشناسی نور و سایه در فضاهای داخلی بنا

در بررسی کالبدی خانه موزه دکتر حبیبی، نباید از نقش حیاتی «نور» به عنوان یک عنصر ساختاری و نه صرفاً یک عامل بصری غافل شد. نور در این بنا، فراتر از تأمین روشنایی، به عنوان ابزاری برای تعریف حجم و عمیق‌تر کردن تجربه‌ی فضایی عمل می‌کند. به دلیل ساختار حیاط‌محور، نور از طریق هسته مرکزی به شکلی کنترل‌شده به اتاق‌ها و راهروها نفوذ می‌کند. این پدیده باعث ایجاد یک «گرادیان نوری» (Light Gradient) می‌شود؛ به این معنا که شدت نور در نزدیکی بازشوها بسیار بالاست و با حرکت به سمت بخش‌های داخلی‌تر، به تدریج کاهش می‌یابد که این امر منجر به ایجاد فضاهای آرام، متفکرانه و سنگین در بخش‌های خصوصی بنا می‌گردد.

همچنین، تعامل نور با سطوح تزئینی (مانند گچ‌بری‌ها و کاشی‌کاری‌ها) پدیده «سایه-روشن» (Chiaroscuro) را در معماری ایجاد می‌کند. وقتی نور خورشید از طریق پنجره‌های مشبک یا ایوان‌ها به داخل می‌تابد، سایه‌های هندسی و گیاهی بر روی دیوارها و کف اتاق‌ها نقش می‌اندازند. این سایه‌ها در واقع لایه‌ای متحرک و زنده به معماری می‌بخشند که در طول ساعات مختلف روز، چهره‌ی داخلی بنا را تغییر می‌دهد. این دقت در طراحی، نشان‌دهنده درک عمیق معمار از تأثیرات روان‌شناختی نور بر ساکنان بنا است؛ جایی که نور نه تنها فضا را روشن می‌کند، بلکه به آن معنا و هویت می‌بخشد.

خانه موزه دکتر حبیبی؛ شاهکاری از معماری دوران گذار قاجار به پهلوی
خانه موزه دکتر حبیبی؛ شاهکاری از معماری دوران گذار قاجار به پهلوی

تحلیل کالبدی پیوستگی بنا با بافت سازمان‌یافته شهری عودلاجان

یکی از چالش‌های بزرگ در معماری دوران گذار، حفظ هویت بنا در عین مواجهه با تغییرات بافت شهری بود. خانه موزه دکتر حبیبی نمونه‌ای موفق از «پیوستگی کالبدی» (Physical Continuity) با بافت تاریخی محله عودلاجان است. برخلاف ساختمان‌های مدرن که اغلب با ایجاد مرزهای سخت و جداکننده با محیط پیرامون خود، خود را از بافت شهری منزوی می‌کنند، این بنا با رعایت نسبت‌های ارتفاعی، عرض کوچه‌ها و نحوه قرارگیری در زمین، به گونه‌ای طراحی شده که بخشی از یک کلِ سازمان‌یافته به نظر می‌رسد.

این پیوستگی در «خط آسمان» (Skyline) محله نیز مشهود است. ارتفاع بنا و نحوه قرارگیری سقف‌های آن، با سایر خانه‌های اصیل عودلاجان هماهنگی دارد و از ایجاد تداخل بصری جلوگیری می‌کند. علاوه بر این، نحوه برخورد ورودی بنا با فضای عمومی (کوچه‌ها) نشان‌دهنده یک استراتژی هوشمندانه برای مدیریت انتقال از فضای شهری شلوغ به فضای خصوصی آرام است. این ساختمان با حفظ این تعادل، نه تنها یک جزیره مستقل، بلکه حلقه‌ای مفقوده در زنجیره میراث مادی محله عودلاجان محسوب می‌شود که به تقویت انسجام کالبدی کل منطقه کمک می‌کند.

بررسی اثرات متریال بر پایداری ساختاری در طول زمان

در تحلیل مهندسی طول عمر بنا، باید به کیفیت تعامل میان مصالح مختلف پرداخت. در خانه موزه دکتر حبیبی، استفاده از ترکیب آجر، خاک پخته و ملات‌های آهکی، یک سیستم ساختاری ایجاد کرده است که در برابر تغییرات دمایی شدید تهران بسیار مقاوم است. این مصالح دارای ضریب انبساط حرارتی هم‌سو هستند که مانع از ایجاد ترک‌های ساختاری در درزهای دیوارها در اثر نوسانات فصلی می‌شود.

علاوه بر این، استفاده از پوشش‌های گچی در سطوح داخلی، علاوه بر جنبه تزئینی، به عنوان یک لایه محافظتی عمل کرده و از فرسایش سریع‌تر مصالح اصلی جلوگیری می‌کند. این دقت در انتخاب متریال و درک رفتار فیزیکی آن‌ها، دلیل اصلی بازماندن این بنا در برابر عوامل تخریبی زمان است. در واقع، پایداری این اثر معماری، نه تنها ناشی از استحکام فیزیکی، بلکه نتیجه‌ی دانش فنی در مدیریت تعامل میان مصالح مختلف و محیط پیرامون است.

نتیجه‌گیری:

در مجموع، خانه موزه دکتر حبیبی در محله عودلاجان، فراتر از یک بنای تاریخی، یک اثر هنری و مهندسی است که پیوند میان دو عصر متفاوت را به نمایش می‌گذارد. تحلیل معماری این خانه نشان داد که چگونه سنت‌های قاجاری و نوگرایی پهلوی اول در یک کالبد واحد با هم ادغام شده‌اند. حفظ و مطالعه این اثر، نه تنها برای درک تاریخ معماری ایران، بلکه برای برنامه‌ریزی‌های آینده در زمینه مدیریت میراث فرهنگی و توسعه بافت‌های تاریخی ضروری است. اگر به دنبال درک عمیق‌تر از هویت معماری تهران هستید، مطالعه و بازدید از این بنا، گامی اساسی در این مسیر خواهد بود.

سؤالات متداول (FAQ):

❓ سؤال ۱: سبک معماری خانه موزه دکتر حبیبی را چگونه می‌توان توصیف کرد؟

💬 پاسخ: این بنا ترکیبی از سبک معماری سنتی قاجار و عناصر نوظهور معماری پهلوی اول است که در آن، اصول حیاط‌محوری و ایوان‌های سنتی با جزئیات تزئینی و فرم‌های مدرن‌تر ترکیب شده‌اند.

❓ سؤال ۲: محله عودلاجان چه ارتباطی با این بنا دارد؟

💬 پاسخ: محله عودلاجان یکی از بافت‌های تاریخی و اصیل تهران است که خانه‌های سنتی بسیاری را در خود جای داده و خانه دکتر حبیبی به عنوان یکی از نمونه‌های شاخص و ارزشمند این محله شناخته می‌شود.

❓ سؤال ۳: چرا این خانه به عنوان بنای «دوران گذار» شناخته می‌شود؟

💬 پاسخ: چون در زمان ساخت آن، ایران در حال گذار از ساختارهای سنتی و موروثی قاجار به سمت مدرن‌سازی و الگوهای جدید شهری در دوران پهلوی اول بود و این تغییرات در فرم و تزئینات بنا مشهود است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا